هنر میتواند پیام خاصی داشته باشد یا برای دستیابی به اهداف دیگر استفاده شود. در مقابل، تکنولوژی اغلب ایدهای است که از سوی یک فرد یا گروهی از افراد برای سادهتر کردن زندگی ایجاد میشود. برای درک رابطۀ هنر و تکنولوژی ضروری است که سفری در زمان برای بررسی نحوۀ تکامل این دو داشته باشیم و سپس وضعیت کنونی آنها را بررسی کنیم تا بتوانیم دید مناسبی به رابطۀ آنها در آینده به دست آوریم.
تاریخ هنر به سرگذشت هنرهای تجسمی، نمایشی، شنیداری و کلامی اشاره دارد و به سیر تحول آن در گذر تاریخ میپردازد. نقطۀآغاز تاریخ هنر در جهان، هنر ماقبل تاریخ و آثار هنری غارنشینان (اغلب نقاشیها و مجسمههای ابتدایی از حیوانات و انسان ها) است. علاوه بر هنر ابتدایی، تاریخ هنر را میتوان بر اساس منطقه به چند عرصه تقسیم کرد. هنر خاور باستان در سرزمینهای خاورمیانه و هندوستان، هنر یونان باستان و روم باستان، هنر بیزانس، هنر اسلامی، هنر خاور دور، هنر قرون وسطی در دوران استیلای کلیسا بر اروپا، هنر دورۀ رنسانس، هنر نوین غربی و در نهایت هنر نوگرای دوران جدید در قرن بیستم از آن جملهاند. به عقیدۀ پژوهشگران غربی تاریخ هنر، هنر ابتدایی میتواند هنر انسانهای معاصر را که سبک زندگی و فرهنگی بدوی دارند، در کنار هنر انسانهای ماقبل تاریخ در بر گیرد. برخی این نگاه پژوهشگران غربی را ناشی از سلطۀ فکری خاصی میدانند که آنها در برخورد با سایر تمدنها و بر اساس توسعههای مادی و فنآورانۀ تمدن غربی برای خود قائلاند.
با توجه به تاریخ هنر، مشاهده میکنیم که هنر در هر دورهای تغییرات گوناگونی را شامل شده است تا نیازهای افراد را در اعصار مختلف پاسخگو باشد و همین تغییرات سبب به وجود آمدن مکتبهای گوناگونی از جمله کلاسیسم، نئوکلاسیسم، رئالیسم و... شد.
امروزه و در عصر تکنولوژی، موضوع بحث این نیست که مکاتب یادشده شایستهتر است یا مکاتب امروزه، بلکه موضوع ابزار است. بشر امروز بهنسبت قبل کمتر نقاشی میکشد و بیشتر با ابزارها و رایانه کار میکند تا ایدههای ذهنی خود را بیشتر به حقیقت نزدیک کند. ما امروزه مشاهده میکنیم که با تلفیق هنر و تکنولوژی به خطای دید انسان شکل تازهای بخشیدهاند که حتی افرادی که دانش کمتری در زمینۀ شناخت حواس انسان دارند، میتوانند با کمک تکنولوژی و هنر، خطای دید را مشاهده کنند!
از طرف دیگر، تکنولوژی عضو جداییناپذیر زندگی انسان امروزی است، زیرا انسان را به آرامش، راحتی و فتح قلههای خیال میرساند.
قدرت شگفت انگیز رایانه در رابطۀ بین هنر و تکنولژی را میتوان در آثار هنرمند آمریکایی، لیلیان شوارتز، یافت؛ وی با بهره جستن از این ابزار، شیوۀ جدیدی در پرتره (تصویر) ابداع کرد. در این شیوه، او با درآمیختن سبک قدیم و جدید، سبکی نو با ویژگیهای خاص خود ایجاد کرد. وی ابتدا تصویری از چهرۀ خود را بهوسیلۀ اسکنر به رایانه انتقال داد، سپس با همان روش، نقاشی کهنی چون تابلوی مادونا و یا تصویر چهرههای معروفی مانند نفرتیتی و مارگارت تاچر و... را به رایانه انتقال داد و در نهایت، با درآمیختن تصویر خود با هریک از آنها شخصیت جدیدی برای خود ساخت. در حقیقت، رایانه به وی کمک شایانی کرد تا به رؤیاهایش جامۀ عمل پوشاند. در واقع، او با جابهجا کردن برخی از اجزاء تصویر چهرۀ خویش با تصاویر دیگر، تابلوهایی را به وجود آورد که هریک با دیگری کاملاً متفاوت بود. به دیگر سخن، او بهتنهایی صاحب شخصیتهای متعددی شده بود؛ گاه مادونا، گاه مارگارت تاچر و گاه امیلیا ابرهارت و....
دیگر هنرمند آمریکایی، باربارا نسیم، از رایانه در این عرصه به شکلهای دیگری بهره جست. وی در نمایشگاهی که برگزار کرد، چهار نمونه از تابلوهایی را که با رایانه ترسیم کرده بود، به نمایش گذاشت. در مجموعۀ اول، تابلوهایی سهبعدی را در معرض دید عموم قرار داد که با وجود تفاوتهای اندک، دوبهدو مشابه و به شکل خاصی به نمایش درآمده بودند؛ به شکلی که بیننده با چشم چپ یکی و با چشم راستش دیگری را میدید و بدین وسیله احساس وجود عمق و بعد سوم در تابلوها به بیننده القا میشد. ایجاد اختلاف ناچیز در دو تابلو به شکلی که چنین احساس خوشایندی را در بیننده ایجاد کند، بهوسیلۀ ابزار سنتی نقاشی، کار بسیار مشکلی است؛ در حالی که این عمل با رایانه به سهولت هرچه بیشتر انجام میپذیرد. مجموعۀ دوم شامل پنج تابلو بود که بهوسیلۀ رایانه ترسیم شده بود و مجموعۀ سوم، مشتمل بر 72 تابلوی کوچک در مقیاس 9*6 اینچ بود که مجموع آنها پرچم ایالات متحده را تشکیل میداد. مجموعۀ چهارم مجموعهای از نقاشیهای رایانهای بود که به شکل کتابچهای به بازدیدکنندگان میدادند و با انتخاب هریک از آنها از سوی بازدیدکنندگان، بلافاصله چاپ میشد و در اختیار ایشان قرار میگرفت. بدین وسیله، بیننده خود را در کار سهیم میدانست.
در ارزیابی رابطۀ هنر و تکنولوژی نظرات مخالف و موافق بسیاری وجود دارد، به نحوی که بسیاری از هنرمندان با رشد تکنولوژی در این حوزه موافق نیستند که شاید رشد آن در آینده جهانی را ایجاد کند که تکنولوژی، قلب و روح انسان را اشغال کرده باشد. در دیدگاه مقابل، رشد تکنولوژی میتواند در خدمت هنر باشد و با روح بخشیدن به آن با استفاده از خلاقیت و قدرت هنری انسان، ناممکنهایی را که تاکنون دستنیافتنی بودند، به واقعیت تبدیل کند. جزء هر دسته که باشید، به نظر میرسد با توجه به اقتضای زندگی امروزی، نادیده گرفتن تکنولوژی غیرممکن است و میبایست حداقل تحولات آن را بهخوبی نظارهگر بود.
به نقل از سایت قلمو
اولین جامعه خبری فناوری و نوآوری ایران
کلیه حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به هاب بین الملل فناوری و نوآوری ایران است.